محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

4

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

لطايف گزار ، لواى اشتهار و رايت براعت و افتخار در مسالك ممالك برافراخته‌اند . مثنوى بكلك بديع اللّسان سخن * خبر داده از رازهاى كهن گه از پادشاهان حكايت كنند * گهى از رسولان روايت كنند گه از خرق عادات پيغمبران * كه معجز بود نزد دين پروران گه از اوليا و كراماتشان * گه از وجد و حال و مقاماتشان گهى از حكيمان دانش قرين * گه از واردات بزرگان دين نكات حكيمانهء دلپسند * بلوح بيان از سواد آورند گهى راز گويند از رفتگان [ 2 ] * ز غفلت بمهد عدم خفتگان گه از حال آينده گويند باز * گه از سرّ كونين خوانند راز گه از حسن خوبان خورشيد روى * كنند اين جهان را پر از گفت و گوى گه از عشق عشاق شوريده حال * فسانه سرايند در ماه و سال سخن را اثرهاست از نيك و بد * بهر نيك و بد زان اثرها رسد گهى دوست را دشمن جان كند * بيك گفته‌اش خانه ويران كند گهى دوستى سازد آن دشمنى « 1 » * كه نتوان از او يافتن ايمنى گهى بوى شادى برد از دماغ * نهد بر دل خسته از درد داغ گهى زنگ اندوه از دل برد * گه از لجّه غم بساحل برد بشارت رساند گهى از وصال * دهد مژدهء الفت و اتّصال گهى رخنه در اتّفاق افكند * ميان دو همدم فراق افكند دگر بار وصلت دهدشان چنان * كه موئى نيابد ره اندر ميان بتى سركشى كو بسيم و بزر * نگردد ميسّر برد يك نظر سخن سازد او را مصاحب چنان * كه از تو نگردد جدا يكزمان

--> ( 1 ) - م : گهى دوست ميسازد آن دشمنى .